فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 111
عکس روي تو چو در آينه جام افتاد ، عارف از خنده مي در طمع خام افتاد حسن روي تو به يک جلوه که در آينه کرد ، اين همه نقش در آيينه اوهام افتاد اين همه عکس مي و نقش نگارين که نمود ، يک فروغ رخ ساقيست که در جام افتاد غيرت عشق زبان همه خاصان ببريد ، کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم ، اينم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد چه کند کز پي دوران نرود چون پرگار ، هر که در دايره گردش ايام افتاد در خم زلف تو آويخت دل از چاه زنخ ، آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد آن شد اي خواجه که در صومعه بازم بيني ، کار ما با رخ ساقي و لب جام افتاد زير شمشير غمش رقص کنان بايد رفت ، کان که شد کشته او نيک سرانجام افتاد هر دمش با من دلسوخته لطفي دگر است ، اين گدا بين که چه شايسته انعام افتاد
صوفيان جمله حريفند و نظرباز ولي
،
زين ميان حافظ دلسوخته بدنام افتاد
تعبیر:
فریب ظواهر هر کار را نخور و به عمق و پایان کار بیندیش. مشکلاتی که در سر راه تو قرار گرفته نتیجه ی خودبینی و عجله و مشورت نکردن در کارهاست. اگر امیدوار باشی و عاقلانه چاره اندیشی کنی می توانی شکست خود را جبران کنی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 318
مرا مي بيني و هر دم زيادت مي کني دردم ، تو را مي بينم و ميلم زيادت مي شود هر دم به سامانم نمي پرسي نمي دانم چه سر داري ، به درمانم نمي کوشي نمي داني مگر دردم نه راه است اين که بگذاري مرا بر خاک و بگريزي ، گذاري آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم ، که بر خاکم روان گردي به گرد دامنت گردم فرورفت از غم عشقت دمم دم مي دهي تا کي ، دمار از من برآوردي نمي گويي برآوردم شبي دل را به تاريکي ز زلفت باز مي جستم ، رخت مي ديدم و جامي هلالي باز مي خوردم کشيدم در برت ناگاه و شد در تاب گيسويت ، نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم
تو خوش مي باش با حافظ برو گو خصم جان مي ده
،
چو گرمي از تو مي بينم چه باک از خصم دم سردم
تعبیر:
دوستان را فراموش نکن و در هنگام سختی به کمک آنها بشتاب. به خانواده خود بیشتر اهمیت بده چون آنها بهترین یار و یاور تو در هنگام حوادث هستند. تا زمانی که دوستان مشفق داری، از هیچ چیز نترس و به راه خود ادامه بده تا به مقصود برسی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 349
دوش سوداي رخش گفتم ز سر بيرون کنم ، گفت کو زنجير تا تدبير اين مجنون کنم قامتش را سرو گفتم سر کشيد از من به خشم ، دوستان از راست مي رنجد نگارم چون کنم نکته ناسنجيده گفتم دلبرا معذور دار ، عشوه اي فرماي تا من طبع را موزون کنم زردرويي مي کشم زان طبع نازک بي گناه ، ساقيا جامي بده تا چهره را گلگون کنم اي نسيم منزل ليلي خدا را تا به کي ، ربع را برهم زنم اطلال را جيحون کنم من که ره بردم به گنج حسن بي پايان دوست ، صد گداي همچو خود را بعد از اين قارون کنم
اي مه صاحب قران از بنده حافظ ياد کن
،
تا دعاي دولت آن حسن روزافزون کنم
تعبیر:
کاری که شروع کرده ای نیمه تمام رها نکن و از ناملایمات زندگی نا امید و مأیوس نباش. به کار خود با دقت و تعمق بیشتر نگاه کن تا نقطه ضعف های خود را پیدا کنی. اگر به مقصود خود هم نرسیدی ناراحت نشو. زندگی فراز و نشیب بسیار دارد. به خداوند توکل کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 381
گر چه ما بندگان پادشهيم ، پادشاهان ملک صبحگهيم گنج در آستين و کيسه تهي ، جام گيتي نما و خاک رهيم هوشيار حضور و مست غرور ، بحر توحيد و غرقه گنهيم شاهد بخت چون کرشمه کند ، ماش آيينه رخ چو مهيم شاه بيدار بخت را هر شب ، ما نگهبان افسر و کلهيم گو غنيمت شمار صحبت ما ، که تو در خواب و ما به ديده گهيم شاه منصور واقف است که ما ، روي همت به هر کجا که نهيم دشمنان را ز خون کفن سازيم ، دوستان را قباي فتح دهيم رنگ تزوير پيش ما نبود ، شير سرخيم و افعي سيهيم
وام حافظ بگو که بازدهند
،
کرده اي اعتراف و ما گوهيم
تعبیر:
شخصی با اراده و دوستی صمیمی هستی. مراقب باش تا از حسن رفتار و از صداقت و دوستی تو سوء استفاده نشود. زندگی خوب و راحتی در پیش داری.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 52
روزگاريست که سوداي بتان دين من است ، غم اين کار نشاط دل غمگين من است ديدن روي تو را ديده جان بين بايد ، وين کجا مرتبه چشم جهان بين من است يار من باش که زيب فلک و زينت دهر ، از مه روي تو و اشک چو پروين من است تا مرا عشق تو تعليم سخن گفتن کرد ، خلق را ورد زبان مدحت و تحسين من است دولت فقر خدايا به من ارزاني دار ، کاين کرامت سبب حشمت و تمکين من است واعظ شحنه شناس اين عظمت گو مفروش ، زان که منزلگه سلطان دل مسکين من است يا رب اين کعبه مقصود تماشاگه کيست ، که مغيلان طريقش گل و نسرين من است
حافظ از حشمت پرويز دگر قصه مخوان
،
که لبش جرعه کش خسرو شيرين من است
تعبیر:
آرزوهای بسیاری در سر داری. تا فرصت داری موقعیت را غنیمت بدان. ثابت قدم باش تا به مقصود برسی. سختی و مشکلاتی در سر راه خود می بینی که با صبر و توکل از سر راه تو برداشته خواهند شد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 184
دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند ، گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت ، با من راه نشين باده مستانه زدند آسمان بار امانت نتوانست کشيد ، قرعه کار به نام من ديوانه زدند جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه ، چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند شکر ايزد که ميان من و او صلح افتاد ، صوفيان رقص کنان ساغر شکرانه زدند آتش آن نيست که از شعله او خندد شمع ، آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رخ انديشه نقاب
،
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
تعبیر:
مشکلی که برایت پیش آمده به زودی برطرف می شود. چشم خود را باز کن و از فرصت ها استفاده کن. بیهوده برای خود گرفتاری و مشکل درست نکن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 38
بي مهر رخت روز مرا نور نماندست ، وز عمر مرا جز شب ديجور نماندست هنگام وداع تو ز بس گريه که کردم ، دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست مي رفت خيال تو ز چشم من و مي گفت ، هيهات از اين گوشه که معمور نماندست وصل تو اجل را ز سرم دور همي داشت ، از دولت هجر تو کنون دور نماندست نزديک شد آن دم که رقيب تو بگويد ، دور از رخت اين خسته رنجور نماندست صبر است مرا چاره هجران تو ليکن ، چون صبر توان کرد که مقدور نماندست در هجر تو گر چشم مرا آب روان است ، گو خون جگر ريز که معذور نماندست
حافظ ز غم از گريه نپرداخت به خنده
،
ماتم زده را داعيه سور نماندست
تعبیر:
از دوری عزیزی در رنج و عذابی. با کمی صبر و تحمل دوباره او را خواهی دید. به اطرافیان خود بیشتر توجه کن و گاهی به یاد آنان باش. هیچ غم و اندوهی نیست که عاقبت به شادی و سرور مبدل نشود.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 322
خيال نقش تو در کارگاه ديده کشيدم ، به صورت تو نگاري نديدم و نشنيدم اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم ، به گرد سرو خرامان قامتت نرسيدم اميد در شب زلفت به روز عمر نبستم ، طمع به دور دهانت ز کام دل ببريدم به شوق چشمه نوشت چه قطره ها که فشاندم ، ز لعل باده فروشت چه عشوه ها که خريدم ز غمزه بر دل ريشم چه تير ها که گشادي ، ز غصه بر سر کويت چه بارها که کشيدم ز کوي يار بيار اي نسيم صبح غباري ، که بوي خون دل ريش از آن تراب شنيدم گناه چشم سياه تو بود و گردن دلخواه ، که من چو آهوي وحشي ز آدمي برميدم چو غنچه بر سرم از کوي او گذشت نسيمي ، که پرده بر دل خونين به بوي او بدريدم
به خاک پاي تو سوگند و نور ديده حافظ
،
که بي رخ تو فروغ از چراغ ديده نديدم
تعبیر:
راه رسیدن به هدف، دشوار است اما غیر ممکن نیست. اگر از مشکلات نترسی و ناامید نشوی، به هدف خود می رسی. در این راه به خداوند توکل کن تا آرامش داشته باشی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 168
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد ، بسوختيم در اين آرزوي خام و نشد به لابه گفت شبي مير مجلس تو شوم ، شدم به رغبت خويشش کمين غلام و نشد پيام داد که خواهم نشست با رندان ، بشد به رندي و دردي کشيم نام و نشد رواست در بر اگر مي طپد کبوتر دل ، که ديد در ره خود تاب و پيچ دام و نشد بدان هوس که به مستي ببوسم آن لب لعل ، چه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشد به کوي عشق منه بي دليل راه قدم ، که من به خويش نمودم صد اهتمام و نشد فغان که در طلب گنج نامه مقصود ، شدم خراب جهاني ز غم تمام و نشد دريغ و درد که در جست و جوي گنج حضور ، بسي شدم به گدايي بر کرام و نشد
هزار حيله برانگيخت حافظ از سر فکر
،
در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد
تعبیر:
با همه ی سعی و کوشش به مقصود خود نرسیده ای اما نا امید نباش. با تعمق در گذشته و پیدا کردن نقطه ی ضعف خود می توانی به جبران مافات بپردازی. مشکلی نیست که آسان نشود.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 426
از خون دل نوشتم نزديک دوست نامه ، اني رايت دهرا من هجرک القيامه دارم من از فراقش در ديده صد علامت ، ليست دموع عيني هذا لنا العلامه هر چند کآزمودم از وي نبود سودم ، من جرب المجرب حلت به الندامه پرسيدم از طبيبي احوال دوست گفتا ، في بعدها عذاب في قربها السلامه گفتم ملامت آيد گر گرد دوست گردم ، و الله ما راينا حبا بلا ملامه
حافظ چو طالب آمد جامي به جان شيرين
،
حتي يذوق منه کاسا من الکرامه
تعبیر:
در جستجوی چیزی هستی که مانعی برای دستیابی آن وجود دارد. از دوری دوستی رنج می بری. بهتر است که صبر کنی و دست از طلب و کوشش بر نداری. راه های دیگر را آزمایش کن. با آدم های با تجربه و دانا مشورت کن. کمی به تفکر و تعمق بپرداز تا کمبود های خود را بشناسی و در رفع آن بکوشی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 28
به جان خواجه و حق قديم و عهد درست ، که مونس دم صبحم دعاي دولت توست سرشک من که ز طوفان نوح دست برد ، ز لوح سينه نيارست نقش مهر تو شست بکن معامله اي وين دل شکسته بخر ، که با شکستگي ارزد به صد هزار درست زبان مور به آصف دراز گشت و رواست ، که خواجه خاتم جم ياوه کرد و بازنجست دلا طمع مبر از لطف بي نهايت دوست ، چو لاف عشق زدي سر بباز چابک و چست به صدق کوش که خورشيد زايد از نفست ، که از دروغ سيه روي گشت صبح نخست شدم ز دست تو شيداي کوه و دشت و هنوز ، نمي کني به ترحم نطاق سلسله سست
مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوي
،
گناه باغ چه باشد چو اين گياه نرست
تعبیر:
صادقانه و بی ریا از خداوند طلب کمک کن و به لطف او امیدوار باش. با غم و اندوه و حسرت خوردن به نتیجه ای نخواهی رسید. غرور و تکبر آفت و بلای جان تو است. آنها را رها کن و متواضع باش و دوستان را نرنجان و به یاد آنان باش.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 21 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 175
صبا به تهنيت پير مي فروش آمد ، که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي ، درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهار ، که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد به گوش هوش نيوش از من و به عشرت کوش ، که اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد ز فکر تفرقه بازآي تا شوي مجموع ، به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد ، چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد چه جاي صحبت نامحرم است مجلس انس ، سر پياله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به ميخانه مي رود حافظ
،
مگر ز مستي زهد ريا به هوش آمد
تعبیر:
خودخواهی و تکبر را رها کن تا با کمک و مشورت دیگران به همه چیز برسی. نا محرمان و حسودان را شریک اسرار خود نگردان زیرا تو را دچار رنج و مصیبت خواهند کرد. روزگار روی خوش را به تو نشان خواهد داد.